پایگاه حفظ و نشر آثار استاد ناصر کاوه

زندگی نامه شهید علی اکبر شیرودی

امیر سرافراز ارتش اسلامی سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی در دی ماه 1334 در شیرود تنکابن به دنیا آمد.
وی دوران ابتدایی و دبیرستان را در تنکابن پشت سر گذاشت.
سپس به تهران رفت و پس از طی مراحل جذب در هوانیروز و آموزش خلبانی به اصفهان اعزام شد.
شهید شیرودی در طول دوران قبل از انقلاب در زمینه‌های مذهبی فعالیت می‌‌کرد و علیه رژیم شاه فعالیت‌هایی را انجام می‌داد.
شهید شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند .
سپس دوره هلی کوپتری کبرا را در پادگان اصفهان دید و با درجه ستوانیاری فارغ التحصیل شد .
شهید شیرودی پس از جریانات پیروزی انقلاب و با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست.
زمانی که جنگ کردستان آغاز شد شیرودی ساعتی ازجنگ فاصله نگرفت.
 شهید تیمسار فلاحی او را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آربابا ، بازی دراز ، میمک و دشت ذهاب وپایگاه ابوذر معرفی می کرد .
شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان دارد و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش ولی باز سرسختانه می جنگید و همیشه عاشق به تمام معنی بود.
شهید علی اکبر شیرودی در نهایت به خلوصی که خواهانش بود رسید و مورد دعوت حق قرار گرفت و در هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 در حالیکه تانک های عراقی به طرف قره بلاغ دشت ذهاب در حرکت بودند با هلی کوپتر به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید .
جنازه شهید شیرودی پس از تشیع باشکوه در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده می شود.
از شهید شیرودی دو فرزند به نام عادله و ابوذر که در هنگام شهادت پدر ۴ساله و ۱ ساله بودند به یادگار مانده است.

شهید شیرودی خلبانی متعهد

شهید شیرودی در سال 1351 وارد دوره مقدماتی آموزش خلبانی شد و پس از مدتی برای گذراندن دوره کامل به پادگان هوانیروز اصفهان منتقل شد. او با پایان دوره آموزش هلیکوپتر کبری به عنوان خلبان به استخدام ارتش درآمد. خلبانی متعهد، مسلمان، عاشق مردم مظلوم و ستمدیده، مقلد امام خمینی(ره) و طاغوت ستیز. یکبار در مانوری که قرار شده بود یکی از اعضاء خاندان طاغوت هم در آن شرکت کند، شهید شیرودی تصمیم گرفت با هیلکوپتر خود به جایگاه بزند تا با این عملش، ضمن شهید شدن، آن عضو ناپاک پهلوی را از روی زمین بردارد. اما این مانور هرگز برگزار نشد و شهید شیرودی نتوانست به مقصود خودش برسد.

خلبانی جسور و فدارکار

وقتی جنگ شروع شد، بنی‌صدر دستور تخلیه پادگانها را صادر کرد، شهید شیرودی آن موقع در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود. دستور داده شده بود که ضمن تخلیه پادگانها، زاغه مهمات را نیز با یک راکت از بین ببرند.
 اما شیرودی می‌گوید که حیف نیست این همه مهمات از بین رود. او با کمک چندتن از هم رزمانش با هیلکوپتر به صف مهاجمان عراقی هجوم برده و آنان را متوقف می‌سازند. و با این تزکه اگر بازداشتمان کردند که چرا پادگان را تخلیه نکردید، مهم نیست چون مملکت در خطر است، جلوی دشمن ایستادگی می‌کنند. شجاعت شیرودی در تمام خبرگزاریهای جهان منعکس می‌شود. بنی‌صدر هم برای حفظ ظاهر، چند درجه تشویقی برای شیرودی صادر می‌کند و درجه او را از ستوان‌یار سوم خلبان به درجه سروان ارتقاء می‌دهد.

نامه شهید شیرودی

از: خلبان علی‌اکبر شیرودی
به: پایگاه هوانیروز کرمانشاه
موضوع: گزارش
     اینجانب که خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگها شرکت نمود‌ه‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام.
لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوان‌یار سومی که قبلاً بوده‌ام برگردانید. در صورت امکان امر به رسیدگی این درخواست بفرمائید.
باتقدیم احترامات نظامی
خلبان علی‌اکبر شیرودی
9/7/1359

شخصیتی والا

هم رزمان شهید در خصوص شخصیت والای شیرودی می‌گویند:
«روزی در تعقیب ضد انقلاب وقتی خواست راکتی شلیک کند، متوجه حضور بچه‌ای در آن حوالی شد. برگشت و ابتدا با بال هیلکوپتر بچه را ترساند که از آنجا برود و بعد از اینکه بچه از آنجا رفت، مجدداً حمله خود را آغاز نمود.»
شهید شیرودی پس از دو سال مبارزه با ضد انقلاب در غرب کشور، به اصرار روحانیون و همرزمان پاسدارش در 20/6/1359 برای یکماه به مرخصی رفت، اما بیش ا زده روز در تنکابن نماند و به محض شنیدن حمله عراق به منطقه بازگشت. در آن چند روزی هم که در مرخصی بود اغلب با لباس کار به میان روستائیان می‌رفت و در گشتزارها به سالخوردگان نمود و خود نیز به شهادت رسید.

و اینگونه بود که ستاره درخشان جنگهای کردستان و قهرمان راه سرخ سیدالشهدا در 8 اردیبهشت 1360 به آرزوی دیرینه‌اش دست یافت و پیکر مطهرش پس از تشییع در روستای شیرود تنکابن به خاک سپرده شد.

فرازي از وصیت نامه

هنگامی که پرواز می کنم احساس می کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می شوم و در بازگشت هرچند پروازم موفقیت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم چون احساس می کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.
اگر برای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمی گرفتم و به جبهه نمی رفتم. پیروزیهای ما مدیون دستهای غیبی خداوند است. این کشاورز زاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزب ها و گروه ها وابسته نیست. آرزو دارم که جنگ تمام شود و به زادگاهم بروم و به کار کشاورزی مشغول شوم.

در كلام بزرگان

مقام معظم رهبري:
شیرودی اولین نظامی بودکه به او اقتدا کردم.
حجه‌الاسلام رفسنجانی: من در سیمای شیرودی، چهره مالک اشتر را دیدم.
شهید دکتر چمران: شیرودی ستاره درخشان جنگهای کردستان است. او هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر، به صورت مایل شیرجه می رفت و مثل جنگنده فانتوم مانور می‌داد.
شهید تيمسار فلاحی: شیرودی از غیرممکن‌ها، ممکن ساخت او ناجی غرب و فاتح گردنه‌ها و ارتفاعات بازی دراز، آریا، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر کمک می‌کرد.

رکورد پرواز

خود شیرودی می‌گوید:
« اگر تعریف از خودم نباشد، فکر می‌کنم بالاترین پرواز جنگ در دنیا را داشته‌ام و تا به حال 360 بار از خطر گلوله‌های دشمن جان سالم به در برده‌ام. البته علت زنده ماندنم پس از چند هزار ماموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی، چیزی جز مشیت الهی نمی‌باشد.
در ضمن ، بیش از چهل هلیکوپتر که من خلبان آن بوده‌ام تیر خورده که البته همه آنها تعمیر شده و الان قابل استفاده می‌باشند.»

روحیه مثال زدنی

شهید علی‌اکبر شیرودی به شدت خود را وقف جنگ و خدمت به اسلام کرده بود. او در جایی عنوان کرده بود:
 «من طاقت نمی‌آورم که دور از صحنه جنگ باشم و تا ثبات منطقه برقرار نشود، استراحت نمی‌خواهم.» این روحیه به حدی عجیب بود که یکبار وقتی فرزندش مریض می‌شود، در پاسخ همسرش که از او می‌خواهد به جبهه نرود می‌گوید: «جان یک بچه در مقابل جان این همه عزیزانی که در حال جنگ هستند، ارزشی ندارد.»

یه وانت گلوله

در بهار 1358 خبری می‌رسد که عده‌ای ضد انقلاب در ارتفاعات «گهواره» در غرب تجمع کرده‌اند و قصد حمله به اسلام‌آباد را دارند.
 تیم آتشی مرکب از سه فروند هیلکوپتر کبری و یک فروند هیلکوپتر نجات به سمت منطقه موردنظر حرکتی می‌کنند. رهبری تیم آتش را شهید کشوری به عهده داشت. در حین عملیات ناگهان صدای شیرودی می‌آید که «آخ سوختم، آخ» همه هراسان از اینکه شیرودی را زدند، می خواستند منطقه را ترک کنند که صدای خنده شیرودی همه را میخکوب می‌کند. او در جواب سوالات خلبانان می گوید: «هیچی نشده، ناراحت نباشید، یه گلوله خورد بالای سرم و افتاد توی لباسم. خیلی داغه نمی‌تونم راحت بشینم.» عملیات با انهدام انبار مهمات و کشتن اشرار به پایان رسید. در بازگشت شهید کشوری به شیرودی می گوید: «راستی حالت چطوره، اون گلوله چی شد.»
 شیرودی می گوید: «فکر کنم دیگه غیب شده باشه.» کشوری می گوید: «پیدایش کند، یادگاری خوبیه» که شیرودی با خنده می‌گوید: «اگه می خواستم گلوله‌هایی را که به طرفم شلیک شده برای یادگاری جمع کنم، تا الان حداقل یه وانت گلوله باید داشته باشم.»

خاک

تا قبل از جنگ، من برای خاک هیچ ارزش قائل نبودم و همیشه می‌گفتم هیچ وقت برای خاک نخواهم جنگید. اما حالا یک مشت خاک این منطقه، به خاطر حفظ اسلام برای من عزیزترین چیز است. خاک این مناطق با خون شهدایی مانند کشوری و امثال اینها آغشته شده است.

مصاحبه و نماز

شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به نوبت از او سوال می‌کردند.
خبرنگار ژاپنی پرسید: شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟ شیرودی خندید. سرش را بالا گرفت و گفت: ما برای خاک نمی جنگیم ما برای اسلام می جنگیم. تا هر زمان که اسلام در خطر باشد این را گفت و به راه افتاد. خبرنگاران حیران ایستادند. شیرودی آستینهایش را بالا زد . چند نفر به زبانهای مختلف از هم پرسیدند: کجا؟ خلبان شیرودی کجا می‌رود؟ هنوز مصاحبه تمام نشده شیرودی همانطور که می رفت برگشت. لبخندی زد و بلند گفت: نماز! صدای اذان می آید وقت نماز است.
 

مبارزه جهانی

وقتی در مصاحبه خبرنگاران خارجی، یک خبرنگار اروپایی از او علت وارد ساختن ضربات کوبنده به قوای دشمن را می پرسد، با انگشت دوازده تانک آتش گرفته عراقی و دو فروند هیلکوپتر سوارخ سوراخ شده دشمن را نشان می دهد و می گوید:
«علت اینها فقط امداد الهی و کمک و فضل پروردگار می باشد که به ما این توانایی را می دهد.» شیرودی در پاسخ به سوال خبرنگار که آیا ممکن است محدوده جغرافیایی پروازهای آینده‌اش را برایشان ترسیم کند می گوید:
«بهتر است نقشه دنیا را نگاه کنید زیرا اگر امام خمینی فرمان دهد، در هر نقطه جهان که مرکز کفر است  بجنگم، حتی اگر پایتخت ممالک شما باشد، آنجا را به آتش می‌کشم.»

عمارت زیبا

این خاطره را رهبر معظم انقلاب نقل می کنند که شیرودی به یکی از برادران که از دوستان قدیمی‌اش بود، گفته بود:
 «فلانی! بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم زیرا می دانم که بزودی شهید می شوم.»
 این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی اما شهید شیرودی می گوید: «نه! من سرهنگ ،کشوری را در خواب دیدم. او به من گفت: شیرودی یک عمارت خیلی خوب برایت گرفته‌ام. باید بیایی توی این عمارت بنشینی.»
 به همین خاطر می‌دانم که رفتنی هستم.

نحوه شهادت

خلبان یار،  احمد آرش نقل می‌کند:
 بارها او را در صحنه جنگ دیده بودم که خود را با هلیکوپتر به قلب دشمن زده و حتی هنگام پرواز، مسلسل به دست می‌گرفت. در آخرین نبرد هم جانانه جنگید و بعد از آنکه چهارمین تانک دشمن را زدیم، ناگهان گلوله یکی از تانکهای عراقی به هلیکوپتر اصابت کرد و در همان حال شیرودی که مجروح شده بود با مسلسل به تانک شلیک کرد و آن را منهدم کرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتی بعد از شهادت «علی‌اکبر شیرودی» فرمودند:
او به یکی از برادران گفته بود “دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته.”درگیری‌های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم خلبان شهید «علی اکبر شیرودی» از فرماندهان برجسته هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بود که حماسه‌های ناب و بی‌بدلیل آفرید.

خلبانی که دشمن از شنیدن نامش می ترسید

نویسنده کتاب «بر فراز آسمان» در بیان خاطرات شهید شیرودی می نویسد: اکبر رکورد پرواز با بالگرد را شکست. هزاران مأموریت هوایی، بیش از 360 بار هدف قرار گرفتن، نجات از 40 خطر مرگ حتمی و…، او را در زمره بزرگترین خلبانان قرار داد که دشمن از شنیدن نامش می ترسید.

شهید علی اکبر شیرودی
ولادت : ۱۳۳۴
شهادت : ۱۳۶۰/۰۲/۰۸
بخشی از وصیت شهید:
هنگامی که پرواز می کنم احساس می کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می شوم و در بازگشت هرچند پروازم موفقیت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم چون احساس می کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.اگر برای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمی گرفتم و به جبهه نمی رفتم. پیروزیهای ما مدیون دستهای غیبی خداوند است. این کشاورز زاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزب ها و گروه ها وابسته نیست. آرزو دارم که جنگ تمام شود و به زادگاهم بروم و به کار کشاورزی مشغول شوم.
شهناز شاطرآبادی همسر شهید خلبان سرلشگر شیرودی که سال‌هایی از عمرش را در کنار این شهید والامقام سپری کرده و هنوز جای خالی علی اکبر برایش مشهود است، در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه شهید شیرودی پیرو محض خط امام خمینی (ره) بود، اظهار داشت: این شهید به گونه‌ای در خط حضرت امام حرکت می‌کرد که حتی در یکی از سخنرانی‌هایش بیان کرده بود که «اگر امام بفرماید بچه‌هایت را برای حفظ جمهوری اسلامی قربانی کن، من این کار را می کنم».
وی ادامه می‌دهد: اعتقاد شهید شیرودی بر آن بود که امام خمینی هرگز دچار خطا و اشتباه نمی‌شود و در واقع تمامی جوانان جبهه و جنگ به این باور رسیده بودند.
همسر شهید شیرودی با بیان اینکه اهداف و آرمان‌های شهید شیرودی در وهله نخست رضایت خداوند و سپس پیروی از امام و دفاع از اسلام بود، خاطرنشان کرد: همسرم همواره می‌گفت که هدف از جنگیدن ما در گام نخست دفاع از خاک نیست بلکه ترویج دین اسلام و سقوط صدام است.بانو شاطرآبادی اضافه کرد: من می‌توانم با جرأت بیان کنم که میزان خلوص نیت و دینداری همسرم به جایی رسید که به خداوند نزدیک شده بود و حتی زمان شهادتش را می‌دانست.
خلبان شیرودی از زمان شهادتش خبر داد
وی گفت: یادم می‌آید چند روز مانده به شهادت همسرم، از دفتر آیت الله اشرفی اصفهانی رحمت الله علیه از او خواستند تا در نمازجمعه پیرامون مسائل و موضوعات جنگ صحبت کند اما شهید در پاسخ به دفتر آیت الله عنوان کرد «من تا جمعه شهید می‌شوم» و این پیش بینی دقیقاً درست بود.
بانو شاطرآبادی با بیان اینکه شهدا به معنای واقعی از جان و مال و فرزندانشان در راه خداوند گذشتند، تصریح کرد: این مهم در مورد شهید شیرودی دقیقاً صدق می‌کرد.
وی ادامه داد: یادم می‌آید زمانی که یکی از میراژهای عراقی به قصد بمباران پایگاه وارد ایران شد و به وسیله پدافندهای هوایی مورد اصابت قرار گرفته بود، در انتهای سقوطش وارد منزلمان می‌شود، آن روز ما در منزل نبودیم و وقتی این خبر را به شهید شیرودی اطلاع دادند که خانه‌ات خراب شد، در پاسخ گفت “فدای سر اما م ” و حتی وقتی حال ابوذر فرزندمان وخیم شد و من با توجه به سن کمی که داشتم بسیار نگران شده بودم و با پادگان ابوذر تماس گرفتم و پیام گذاشتم اما شهید شیرودی برای مداوای فرزندش نیامد.
بانو شاطرآبادی این اخلاق شهید شیرودی را مصداق گذشتن از جان و مال و فرزند و به خدا رسیدن و تسلیم محض خداوند بودن تفسیر می‌کند و می‌گوید: شهید شیرودی بسیار نسبت به خانواده خویش عاطفی و تعصبی بودند و همواره نسبت به فامیل و هموطنان و همشهریانشان تعصب خاصی داشتند.
شهید شیرودی بسیار نسبت به خانواده خویش عاطفی و تعصبی بودند و همواره نسبت به فامیل و هموطنان و همشهریانشان تعصب خاصی داشتند
وی اظهار داشت: شهید شیرودی علیرغم عشقی که به خانواده‌اش داشت اما در زمان جنگ اولویت نخستش دفاع از آرمان‌های اسلام و کشور بوده و نقش مهم و کلیدی هم در پیروزی جنگ داشت.همسر شهید شیرودی با بیان اینکه جامعه امروز با آرمان‌های شهدا تا حدودی منافات دارد، خاطرنشان کرد: البته جوانانی هم هستند که برای پیروزی و حفظ اسلام به عنوان مدافعان حرم می‌جنگند و شهید می‌شوند اما متأسفانه افرادی هم هستند که از روی ناآگاهی و تحت تأثیر تبلیغات سو دشمن به بیراهه رفته و اسیر زرق و برق دنیا و مادیات شدند.
وی در پایان سخنان خویش اظهار امیدواری کرد مسئولان بیش از پیش در جهت ترویج آرمان‌های شهدا تلاش کنند.

صبورا شیرودی خواهر شهید خلبان سرلشگر شیرودی هم در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تشریح ویژگی‌های شخصیتی این شهید، بارزترین آن را خدمت به خلق از همان اوان کودکی و نوجوانی و جوانی برشمرد و گفت: برادرم از همان کودکی روحیه شهامت و ایثار داشت و همواره با وجودی که یک بچه مدرسه ابتدایی بود اما به هم سن و سالانش دلسوزانه کمک می‌کرد و روزی نبود که چند تن از همکلاسی‌هایش را برای ناهار به خانه نیاورد.
وی افزود: شهید شیرودی از همان کودکی به پدر و مادرم بسیار محبت و کمک می‌کرد و با وجود علاقه‌اش به شالیکاری با وجود سن کم هر روز صبح زود و عصر به شالیزارها سرکشی می‌کرد تا بداند آیا آب به مزارع می‌رسد یا خیر.
خواهر شهید شیرودی اظهار داشت: برادرم بسیار به تحصیل علاقه مند بود اما به دلیل اینکه پدرم کشاورز بود و از هزینه تحصیل برنمی آمد برادرم برای گذراندن ادامه تحصیل به تهران مهاجرت کرد و با اجاره اتاقی فقط به مساحت یک تخت هم کار می‌کرد و هم درس می‌خواند.

مناعت طبع شهید شیرودی

خواهر شهید شیرودی ادامه داد: مناعت طبع برادرم به حدی زیاد بود که یادم می‌آید وقتی در یک ماه رمضان مادرم برای دیدن برادرم به تهران رفت متوجه شد که او برای سحری خود تنها به تکه نان و پنیری بسنده کرده بود و صاحبخانه اش می‌گفت هر کاری می‌کنیم تا برای او ظرفی غذا ببریم، نمی‌پذیرد و می‌گوید خدا را شکر همه چیز هست.
بانو بیان کرد و گفت: به زعم من اگر شهید شیرودی نبود، کردستان از ایران جدا می‌شد و اتحاد و همبستگی کردستان با کشورمان نتیجه رشادت‌ها و ایثارگری‌های شهید شیرودی است.
وی افزود: ما از شیرود ۴ نفر بودیم که به نیروی هوایی رفتیم که سه نفر دیگر شهید شدند اما من لیاقت نداشتم.
یوسفی به ذکر خاطره‌ای از شهید شیرودی پرداخت و اضافه کرد: باخبر شده بودم که درجه سروانی شهید شیرودی آمده بود اما او درجه‌اش را نمی‌چسباند روزی به او گفتم علی اکبر چرا درجه سروانی را نمی‌چسبانی، حکمش را از جیبش درآورد و من اولین کسی بودم که از این مسئله باخبر شدم.
همرزم شهید ادامه داد: شهید شیرودی در پاسخ به من گفت من برای درجه خدمت نمی‌کنم بلکه برای حفظ اسلام و پیروی از امام خدمت می‌کنم. به او گفتم پس، فردا که می‌خواهی پادگان را تحویل بدهی با چه مشخصاتی می‌خواهی این کار را بکنی. اما شهید شیرودی صبح فردای آن روز در گزارش به مافوق اینگونه گفت: ” من علی اکبر قربان شیرودی سرباز اسلام پایگاه را به نحو احسن نگهداری کردم و آن را به نگهبان جدید تحویل می‌دهم.
این هم محلی و هم رزم شهید شیرودی از اخلاقیات مثبت، روحیه جهادگر و دفاع او از ناموس بویژه در کردستان نیز سخن گفت و تصریح کرد: رشادت‌های شهید شیرودی در کردستان در تاریخ جنگ بی سابقه و بی نظیر است.
ارتفاعات کردستان و پادگان ابوذر در دوران دفاع مقدس خاطرات زیادی از خلبان شمالی این دوران ثبت کرده‌اند و شهادتش همه مردم ایران به ویژه مردم غرب کشور را متأثر کرد و تشییع باشکوه پیکر مطهرش در کرمانشاه و انتقال به زادگاهش تنکابن از ماندگارترین بدرقه‌های اسطوره‌های این مرز و بوم است.
دی اضافه کرد: اوایل انقلاب شهید شیرودی مردم را به پیوستن به انقلاب دعوت می‌کرد و علاقه او به قرآن و نماز زبانزد خاص و عام بود.
وقتی شهید شیرودی خودرو مدل بالای استانداری را پس می‌دهد
خواهر شهید شیرودی با تاکید بر حساسیت شهید شیرودی در استفاده از بیت‌المال به بیان یک خاطره پرداخت و افزود: برادرم برای رفت و آمدهایش از یک ماشین لندرور استفاده می‌کرد یک روز از استانداری با وی تماس گرفتند و گفتند ماشین لندرور در شأن شما نیست و ما برای شما ماشین دیگری در نظر گرفته‌ایم.
وی ادامه داد: برادرم ماشین مدل بالایی را از استانداری تحویل می‌گیرد و فقط چند ساعت از آن استفاده می‌کند اما آن را به استانداری برمی‌گرداند دلیل این کارش این بود که می‌گفت من در این ماشین نمی‌توانم به یاد کوخ‌نشینان باشم و به آنان خدمت کنم.
خواهر شهید شیرودی با تاکید بر اینکه اکنون اختلاس گران در کشور چگونه به چپاول بیت‌المال مشغول هستند خاطر نشان کرد: من نمی‌دانم این اختلاس گران چرا از این جوان بیست ساله که در اوج غرور و جوانی بر نفس خود فائق آمده بود یاد نمی‌گیرند و همه ارمانهای شهدا را فراموش کرده‌اند.
شهید شیرودی قائله کردستان را به بهترین نحو مدیریت و خنثی کرد
خواهر شهید شیرودی با بیان اینکه برادرم ۲۴ ماه در کردستان جنگید و به بهترین نحو ممکن قائله کردستان را مدیریت کرد، گفت: همرزمان برادرم تعریف می‌کنند که در روزهای آغازین جنگ و در هنگام ریاست جمهوری بنی صدر وقتی سه لشکر عراق به نزدیکی پادگان ابوذر می رسند از بالا دستور می‌آید که مهمات پادگان را آتش بزنید اما شهید شیرودی عصبانی می‌شود و می‌گوید چرا مهمات را آتش بزنیم آن را بر سر دشمن می‌ریزیم.خواهر شهید شیرودی با بیان اینکه یکی از حساسیت‌های برادرم تبعیض قائل نشدن بود، تصریح کرد: رعایت مساوات غذای سربازان و درجه داران یکی از نمونه‌های اخلاقی برادرم در پادگان بود که سبب ناراحتی بسیاری از درجه داران هم شده بود.
وی با اشاره به وضعیت جامعه امروز کشور خاطرنشان کرد: اکنون آنانی که حقوق نجومی می‌گیرند اصلاً به فکر افراد مستضعف جامعه نیستند آیا این مسئولان فردا می‌توانند جواب شهدا را بدهند.
خواهر شیرودی با تاکید بر اینکه ما در مقابل همه شهدا مسئول هستیم، گفت: رویه‌ای که امروز مسئولان طی می‌کنند با آرمان‌های شهدا فاصله زیادی دارد.
سرهنگ خلبان جانباز ایرج میرزایی خلبان بالگرد شکاری کبرا و همرزم شهید شیرودی و کشوری هم در گفتگو با خبرنگار مهر از آرمانهای مشترک بین تمامی شهدا و جانبازان جهت حفظ کشور و حفاظت از اسلام سخن گفت و افزود: زمانی که من، شهید شیرودی و شهید کشوری و دیگر همراهان وارد ارتش شدیم تبعیض زیادی بین ما فرزندان روستا و شهرنشینان قائل می‌شدند و در واقع ما را به عناوین مختلف مورد ظلم قرار می‌دادند اما با این حال من و شهید شیرودی و کشوری در زمره خلبانان تراز اول کشور بودیم.
زمانی که من، شهید شیرودی و شهید کشوری و دیگر همراهان وارد ارتش شدیم تبعیض زیادی بین ما فرزندان روستا و شهرنشینان قائل می‌شدند و در واقع ما را به عناوین مختلف مورد ظلم قرار می‌دادند اما با این حال من و شهید شیرودی و کشوری در زمره خلبانان تراز اول کشور بودیم
خلبان جانباز میرزایی افزود: من و شهیدان شیرودی و کشوری در زمره افرادی بودیم که با پخش اعلامیه‌های امام به ترویج اسلام و انقلاب کمک می‌کردیم و پس از آغاز جنگ هم به ندای امام در مقابله با دشمن جانانه لبیک گفتیم.
وی با اشاره به انحلال ارتش در اوایل انقلاب اظهار داشت: برخی‌ها تلاش کردند که ارتش را منحل کنند و ما این موضوع را به گوش امام رساندیم و امام هوشیارانه جلوی این امر را گرفت.
خلبان میرزایی ضمن تشریح رشادت‌ها و جانفشانی‌های شهدا و جانبازان در هشت سال دفاع مقدس از وضعیت کنونی کشور و بی توجهی به آرمانهای شهدا و جانبازان بشدت گلایه کرد و بیان داشت: چرا باید جامعه‌ای که آنقدر برای حفظش خون‌ها دادیم و زحمت‌ها کشیدیم دچار این میزان تبعیض، تورم و گرانی و فساد و فحشاء و خود فروشی و.. شود.
خلبان جانباز میرزایی با بیان اینکه ما جنگیدیم تا کشور به ثبات برسد و برای جوانانمان اشتغال ایجاد کنیم، خاطرنشان کرد: اکنون ما را چه شده که من جانباز باید داروهایم را آزاد بخرم، فرزندانمان بیکار باشند اما آقازاده‌ها در رفاه کامل در کشورهای خارجی به خوشی پرداخته و آن وقت برای چینی‌ها و روسی‌ها اشتغال ایجاد کنیم.
وی با گلایه از کمرنگ شدن روز به روز یاد شهدا و آرمان‌هایشان در کشور، گفت: مصداق این مدعا حذف اسامی مبارک شهدا از برخی کوچه‌ها و خیابان‌های تهران توسط شهرداری تهران است.
همبستگی در کردستان نتیجه ایثارگری‌های شهید شیرودی است.
سروان علی یوسفی همرزم، هم محلی و دوست شهید شیرودی هم در گفتگو با خبرنگار مهر بارزترین ویژگی شخصیتی شهید شیرودی را پرتلاش بودن، آگاه به مسائل زمان و تواضع و فروتنی یاد می کنند.
خروج از نسخه موبایل