سعی کنید پایتان را از کشتی حضرت سیدالشهداء(ع) بیرون نگدارید و دائمأ به امری از امور این دستگاه مشغول باشید.
آیت الله بهاءالدینی(ره) :
سعی کنید پایتان را از کشتی حضرت سیدالشهداء(ع) بیرون نگدارید و دائمأ به امری از امور این دستگاه مشغول باشید. آشپزی، چای دادن، سینه زدن، کفش جفت کردن و …
💥ﻣﻘﺎﻡ ﺯﺍﺋﺮ ﺣﺴﻴﻦ💥
ﺩﺭﺟﺎﺩﻩ ﻧﺠﻒ ﺑﻪ ﻛﺮﺑﻼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺭﻭﻱ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﭼﻨﺪﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ …
ﻫﻮﺍ ﺗﺎﺭیک ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻮﻛﺐ ﻫﺎ ﭘﺮﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ …. ﻛﻨﺎﺭ ﻋﻤﻮﺩﻱ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻳﻢ ﺗﺎ ﻧﻔﺲ ﺗﺎﺯﻩ ﻛﻨﻴﻢ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺎﺷﻴﻨﻰ ﺗﻮﻗﻒ ﻛﺮﺩ ….
ﻫﻠﻪ ﺑﺰﻭﺍﺭ ﻫﻠﻪ ﺑﺰﻭﺍﺭ … ﻣﻦ ﻛﻪ ﻋﺮﺑﻲ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﺍﻭﺧﻮﺵ ﻭ ﺑﺸﻲ ﻛﺮﺩﻡ،ﺻﺎﺣﺐ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ…
ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﻓﺘﻴﻢ …
ﺟﻤﻌﻴت ﻤﺎﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﻣﻴﺸﺪ … ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺻﺮﻑ ﺷﺎﻡ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﺪﺍﻱ ﺩﻋﻮﺍ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩﻱ ﺍﺯ ﺩﺭﺏ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ!…
ﺑﻪ ﺟﻠﻮﻱ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻳﻢ ﺩﻳﺪﻳﻢ ﺻﺎﺣﺒ ﺨﺎﻧﻪ ﺑﺎﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺍﺵ ﺩﻋﻮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ…
ﺍﺯ بحث شاﻥ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺴﺮﻱ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻗﺎﺗﻞ ﭘﺴﺮﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺑﻮﺩﻩ و ﭘﺪﺭ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺍﻣﺸﺐ ﺭﺍ ﺩﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺑﺪﻭﻥ ﺯﺍﺋﺮ ﺑﻪ ﺳﺮ می کرﺩﻩ ﻭ ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺗﺎ ﻣﺎﺭﺍﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺒﺮﺩ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﻤﺎﻧﻌﺖ ﻛﺮﺩ…
ﭘﺪﺭ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺣﺮﻓﻲ ﺯﺩ ﻛﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﻛﺴﻲ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ
گفت:ﺯﺍﺋﺮﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍﺑﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﭘﺴﺮﻡ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ ﻭ ﭘﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﻣﻴﺒﺨﺸﻢ! ﺷﻮﺧﻲ ﻧﻴﺴﺖ!
ﺍﺯﺧﻮﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﮔﺬﺷﺘﻦ…
ﭘﺪﺭ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﺍﺯﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭﻛﻨﺎﺭﺧﻮﺩﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ…
ﺍﻣﺎ ﺟﻮﺍﺑﻲ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ…
ﺯﺍﺋﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﻴﺪﻫﻢ …
“برو ﻗﺼﺎﺻﺶ ﻛﻦ”
ﻭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺍﺋﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻘﺎﻡ ﻭ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺩﺍﺭﺩ …
کتاب جاده ای تا ظهور
ناصر کاوه
🌺 قرین شدن با امام زمان ( عج) 🌺
شخصی از آیت الله کشمیری (ره) پرسید دل باید قرین حضرت شود اما این ارتباط این قربت و قرین شدن چگونه است و از کجا شروع کنیم ؟ ایشان پاسخ دادند : هر روز یک ساعت با حضرت خلوت کنید و به حضرت متوجه باشید زیارت آل یاسین بخوانید .
( یا صاحب الزمان اغثنی یا صاحب الزمان ادرکنی و المستعان بک یا ابن الحسن ) را زیاد بگویید تا خود به خود رفاقت حاصل شود .
📘 شیدا ص 224
اینجا قیامته!؟
🌹با هم قرار گذاشتیم هر ڪسی شهید شد،
از اون طرف خبر بیاره.شهید ڪه شد خوابشو دیدم. داشت می رفت، با قسم حضرت زهرا (س) نگهش داشتم. با گریه گفتم: “مگه قرار نبود هر ڪسی شهید شد از اون طرف خبر بیاره”؟!❣بالاخره حرف زد گفت: “مهدی اینجا قیامتیه! خیلی خبرهاس. جمعمون جمعہ، ولی ظرفیت شما پایینه هرچی بگم متوجہ نمی شید”.گفتم:,اندازه ظرفیت پایین من بگو”…
فڪر ڪرد و گفت:”همین دیگه، امام حسین (ع) وسط می شینه و ما هم حلقه می زنیم دورش، برای آقا خاطره می گیم.”❣بهش گفتم:”چی ڪار ڪنم تا آقا من رو هم ببره”؟ نگاهم ڪرد و گفت :”مهدی!
“همه چیز دست امام حسین(ع) همه پرونده ها میاد زیر دست حضرت. آقا نگاه می کنه هر ڪسی رو که بخواد یه امضای سبز می زنه
می برندش. برید دامن حضرت رو بگیرید.”
کتاب شهدا و اهل بیت
ناصر کاوه
برشی از زندگی شهید جعفر لاله
راوی : حاج مهدی سلحشور
ثواب زیارت پیاده امام حسین(ع)
در بخشی از فصل اول کتاب «نورالعین» با عنوان هنگامی که زائر پیاده به زیارت میرود، میخوانیم:ابوسعید قاضی میگوید: به دیدار امام صادق(ع) در اتاقکی که از آن او بود، رفتم، مزارم نزد او بود، شنیدم امام صادق(ع) فرمود: هر کس پیاده به زیارت قبر امام حسین(ع) برود، خداوند برای هر گام و قدمی که بر میدارد و بر زمین میگذارد، ثواب آزاد کردن بردهای از فرزندان اسماعیل را برایش مینویسد…
💥 جابر مکفوف از أبی الصامت نقل کرده که گفت: شنیدم امام صادق(ع) فرمود: هر کس پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند برای هر قدمی که بر میدارد هزار حسنه برای او میدارد و هزار گناه او را پاک میکند و رتبه او را هزار درجه بالا میبرد. کتاب «نور العین فی مشی الی زیاره القبر الحسین(ع)» آیتالله اصطهباناتی
📣حدیثی که مقام معظم رهبری در ابتدای جلسه درس خارج قرائت فرمودند:
👈 ترجمه حدیث
امام صادق (ع) فرمودند:👇
همانا حسین بن علی (ع) از نزد پروردگارش نگاه می کند به موضع اردوگاهش و محلی که شهدا با او قرار دارند و به زائرانش نیز نظر میاندازد، در حالی که ایشان بخوبی آنها را و نامهای شان و نام پدران شان و درجات آنها و منزلت آنها را نزد خداوند، بهتر از احدی از شما نسبت به فرزندانش میشناسد…بدرستی که امام حسین (ع) می بینید چه کسی ساکن کربلا شده (جهت زیارت) و برای او استغفار می کند…از پدران بزرگوارش می خواهد برای او استغفار کنند… و می فرماید: اگر زائر من می دانست، آنچه را که خداوند برای او مهیا نموده است شادیش بیشتر از غمش می شد… همانا زائر امام حسین (ع) از زیارت برمی گردد در حالیکه هیچ گناهی بر او باقی نمی ماند…امالی شیخ طوسی ص ۵۵- 🗓۹۶/۷/۲۳
امام صادق(ع) همچنین درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده میفرماید: کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمىدارد یک حسنه برایش نوشته ، یک گناه از او محو مىفرماید ، یک درجه مرتبه اش را بالا مىبرد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را مامور او مىفرماید که آنچه خیر از دهان او خارج میشود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مىگویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد ،تو از افراد حزب خدا ، حزب رسول او و حزب اهلبیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید ، آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.کتاب کامل الزیارات ص134
امام باقر علیهالسلام فرمود: شیعهای که به زیارت قبر حسین نرود، ایمان و دینش ناقص است و اگر به بهشت رود، مقامش پایینتر از مؤمنین است.
کامل الزیارات ابن قولویه
نذرامام زمان
نذر کردم که اگرخداچند فرزند پسر سالم به من عنایت فرماید آنهارا تربیت کنم تا سرباز امام زمان علیه السلام شوند. وحسین آقا وقتی درسش تمام شد به خدمت سربازی در ارتش رفت وبعداز اتمام سربازی به سپاه رفت و گفت: مامان چون توخیلی دوس داری من سربازامام زمان علیه السلام باشم میروم آنجاخدمت کنم . اولین بار که لباس سپاه پوشید و دیدمش انگار بهترین روز عمر من بود. خودش چهره سفید و زیبایی داشت و انگار در این لباس سبز میدرخشید.»
بزرگ شده هیئت
حسین آقا بزرگشده هیئت امام حسین(ع) بود وچای ریز آقا بود… من تو روضه های علی اصغر (ع) به فرزندانم شی. داده بودم.
و حسین هم همانطور که خودش راهشو انتخاب کرد فدای راه ابا عبدالله شد.
کتاب شهدا و اهل بیت
ناصر کاوه
برشی از
زندگی شهید حسین مشتاقی – راوی: مادر
آبرویم را بخر
داشتیم توی مسیر میرفتیم و با دوستان قرار گذاشته بودیم تا در یک عمود مشخص همدیگر را ببینیم. هنوز به سر قرار نرسیده بودیم که کودکی هفت هشت ساله آمد و دستانش را حلقه کرد دور پاهای من و با زانویش نشست روی زمین.
نشستم کنارش. به عربی گفت:
تو را به خدا آبروی من را بخرید و پیش پدرم رو سفیدم کنید. پدرم گفته که برو و ده دوازده زائر ایرانی را برای مهمانی به خانه بیاور.خم شدم و در آغوشش گرفتم. نمیتوانستیم بمانیم و باید میرفتیم تا به قرارمان برسیم. از او عذرخواهی کردم و قبل از رفتن با او بازی کردم. بازی ما نان بیار کباب ببر بود. اول من شروع کردم. دستانش را روی دستانم گذاشت.
یکی دو تا آرام زدم و بعد هم یکی مثلا حواسم نبود رد کردم تا نوبت او شود.نوبتش که شد، دیدم حرکتی نمیکند. گفتم: خب نوبت شما است…
آرام سرش را بالا آورد و گفت:
💥 من روی دست زائر امام حسین نمیزنم…